مادر بودن یعنی........
مادر بودن... میدونی من مثل خیلیها که میگن از وقتی بچه توی شکمشون بود حس مادری رو فهمیدن..با اولین تکونهای بچه یا اولین بار که سونوگرافی رفتن و بچشون رو دیدن و یا اولین بار که بچه رو توی آغوششون گذاشتن نبودم میدونی من کی فهمیدم مادر بودن چه حسیه؟ وقتی روز دوم توی بیمارستان تو رو که برای عوض کردن برده بودنت اتاق نوزادان داشتن میاوردن...توی راهرو ...تو داشتی گریه میکردی مثل چندین نوزاد دیگه ای که توی بخش در طول روز تو راهرو جابجا میشدن و گریه میکردن.....اما من وقتی صدای گریه یک نوزاد رو شنیدم به مامانم گفتم مامان این صدای پسر منه...دارن میارنش اینجا...مامانم خندید و گفت همشون همینطوری گریه میکنن ولی من گفتم بهت قول میدم این صدای پ...
نویسنده :
پریسا
10:21


