عرفانعرفان، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 13 روز سن داره

خاطرات پسملی

مادر بودن یعنی........

مادر بودن... میدونی من مثل خیلیها که میگن از وقتی بچه توی شکمشون بود حس مادری رو فهمیدن..با اولین تکونهای بچه یا اولین بار که سونوگرافی رفتن و بچشون رو دیدن و یا اولین بار که بچه رو توی آغوششون گذاشتن نبودم میدونی من کی فهمیدم مادر بودن چه حسیه؟ وقتی روز دوم توی بیمارستان تو رو که برای عوض کردن برده بودنت اتاق نوزادان داشتن میاوردن...توی راهرو ...تو داشتی گریه میکردی مثل چندین نوزاد دیگه ای که توی بخش در طول روز تو راهرو جابجا میشدن و گریه میکردن.....اما من وقتی صدای گریه یک نوزاد رو شنیدم به مامانم گفتم مامان این صدای پسر منه...دارن میارنش اینجا...مامانم خندید و گفت همشون همینطوری گریه میکنن ولی من گفتم بهت قول میدم این صدای پ...
19 بهمن 1392

مادر بودن یعنی........

مادر بودن یعنی بوسیدن سر انگشتای کوچولو ی پسرک  مادر بودن یعنی بوییدن عطر خوش زیر گلوش وقتی مثل یه فرشته خوابیده  مادر بودن یعنی زمان های شگفت انگیز شیر خوردنش مادر بودن یعنی خندیدن های بی دلیلش   مادر بودن یعنی نشون گرفتنت با انگشت خوشگلش تو یه جمع شلوغ و ماما گفتنش   مادر بودن یعنی غرق شادی شدن از بغل کردنش  مادر بودن یعنی دالی بازی مادر بودن یعنی  خراب شدن دنیا رو سرت وقتی صدای گریه شو میشنوی مادر بودن یعنی کم خوابی  مادر بودن یعنی سرمست شدن از دیدنش مادر بودن یعنی دیدن لبخند شیرین وقتی از خواب بیدار میشه مادر بودن یعنی تاتی تاتی   مادر بودن یعنی عاشق یه دندون سفید و خوشگل بشی   مادر بودن یعنی منتظر همه لحظه ...
19 بهمن 1392